ماهیگیری

در طبیعت چه بخوریم ،چگونه بخوریم و چقدربیاشامیم؟

 

به محض خروج از چهار ديواري مأنوس خانه و ورود به حيطه طبيعت به هر دليلي چه راه پيمايي ،

كوهنوردي ،شكارو يا ماهيگيري مسأله خورد و خوراك پيش يش مي آيد.

هر چه فعاليت جسمي ما بيشتر باشد به ويژه در ارتفاعات بالا ، سوخت و ساز بدن و فعل و انفعالات

 شيميايي درون ما دگر گون خواهد شد .

و اگر اين دگرگوني جسمي با فشار هاي روحي هم توأم شود مثل = گم شدن ، ترس از عواقب صدمه

جسمي ، وحشت از مردن ناشي از مار گزيدگي ، ترس از افتادن در آب و غرق شدن ، ترس از ارتفاع و

افتادن ، وحشت تنهايي در شب يا ديدن ناگهاني حيواني حتي بي آزار در پيچ يك صخره مي تواند ناگواري

 هايي به بار آورد.

حفظ قدرت و استقامت و نگه داشتن تعادل جسمي و روحي در موقعيت پيش آمده در دراز مدت از

اساسي ترين مسايل رويارويي با طبيعت است.

 

                                                           دقیقه بدون هوا

            مرگ به طور ساده بعد از 3           روزبدون آب                            پيش مي آيد

                                                           هفته بدون غذا

 

يك انسان مي تواند هفته ها بدون غذا سر كند . ولي فقط چند روزي بدون آب زنده مي ماند .

هر شخصي روزانه در حالت عادي ۵/۱ ليتر از طريق ادرار ـ ۵/۰ليتر از راه تعرق و ۵/۰ ليتر توسط دهان و بيني

 به شكل بخار ،آب از بدن خود خارج مي سازد .اين مقدار حين فعاليت بدني در گرما و سرما و ناراحتي هاي

روحي بالا مي رود و مي تواند به ۸ ليتر يا بيشر در روز برسد . اگر اين مقدار آب از دست رفته فوري به بدن

 نرسد چنين عواقبي به دنبال دارد .

 

درصد از دست دادن آب بدن نسبت به وزن

تأثيرات و مشكلات

۲/۵٪

تشنگي –ناراحتي-كم شدن اشتها –پيدا يش آثار خشكي بدن

۵٪

حال به هم خوردگي – ضربان تند نبض ـسرخ شدن پوست

۱۰٪ـ۶

سردرد- سرگيجه – خارش – اشكال در تكلم و تنفس- اشكال در راه رفتن

۱۵٪ـ۱۰

ورم زبان- مشكل بلعيدن-چروك پوست- بي‌‌حسي پوست- لرزش و تكانهاي غير ارادي اندامها – مشكل شنوايي و ديد

۲۰٪ـ۱۵

خطر مرگ

۲۵٪

مرگ حتي در مكانهاي سرد و خنك

 

نكته: كمبود آب را بعد از 2 درصد بايد سريعاً جبران كرد پس بايد حتي پيش از احساس تشنگي آب نوشيد

توجه داشته باشيد كه آب را براي رفع تشنگي نمي خوريم ، بلكه آب را براي جذب دوباره ذخيره‌هاي از

 دست رفته بدن بايد نوشيد .

 

                     

 

هنگام از دست دادن آب بدن گاهي بدون اينكه احساس تشنگي داشته باشيم حتي در ارتفاعات سرد و

پر برف ، خون غليظ مي‌شود و نمي تواند به آساني اكسيژن، گرما و غذا را به اعضا بدن برساند انگشتان

دست و پا يخ مي‌زنند و كمبود اكسيژن در مغز ايجاد خستگي كرده و خيلي زود كنترل همه چيز از دست

مي رود وكوهنورد، شكارچي يا ماهيگرحتي با داشتن كاملترين وسايل در برابر مرگ سر فرود مي آورند

كساني سالها فكر مي كردند با قدرت زياد بدني مي توان در برابر كم آبي مقاومت بيشتري داشت تجربه

عكس اين مطلب را نشان داده است .

بر اساس اصل ياد شده كه سه روز بدون آب و سه هفته بدون غذا مي شود زنده بود به اين نتيجه

مي رسيم كه زياد نبايد در فكر خوردن بود و مي دانيم هر چه غذاي ما در بيابان و كوه پرچربي و

سنگين تر باشد به آب بيشتري احتياج پيدا خواهيم كرد و معده پر ما را تنبل تر و عاجز تر مي سازد

 در واقع با اين مطلب شايد به چنين برداشتي برسيم كه

 

تغذيه در طبيعت يعني كم خوردن و زياد آشاميدن

 

اگر روزي روزگاري در كوه يا بيابان گم شديد و يا آذوقه ي خود را از دست داديد قبل از اينكه به فكر كباب

 كردن جگر دوست يا همراه خود بيفتيد بدانيد هفته ها مي توان بدون خوردن زنده ماند. در نظر داشته

باشيد فقط 3 روز اول احساس شديد گرسنگي مي كنيد آن هم در كوتاه مدت ، از آن به بعد اين احساس

 كم مي شود تا اينكه دوباره چيزي خورده شود اصل كلي ديگر اين است كه تا زماني كه مطمئن نيستيد

 كه آب كافي در اختيار داريد ، غذا نخوريد چون بيشتر تشنه مي شويد و مصرف آب بدن بالا مي رود.

 

مي گويند: نادر شاه افشار در جنگ ها براي حفظ نيروي خود و مقابله با گرسنگي نخود چي مي خورد.

سرخپوستان در جنگهاي خود با سفيد پوستان مهاجم كه روز ها طول مي كشيد فقط از مشتي ذرت

كه در دهان خيس مي كردند و كم كم مي جويدند از سرزمين و ناموس خود دفاع مي كردند .

عدس هنوز غذاي اصلي سربازان هندي و پاكستاني است

سال ها ست كه نخود ماده اصلي غذاي سربازان انگليسي براي يك تغذيه مفيد به شمار مي آيد

لوبيا در جنگهاي انفصال آمريكا براي ارتش جنوبي ها و شمالي ها جزو مهمترين تدركات بود

 

اگر مي خواهيم كوه ، شكار يا ماهيگري برويم يا روزهاي را دور از خانه و تمدن شهري بگذرانيم

(چگونه بخوريم؟) براي اينكه در بيابان و طبيعت يك تغذيه خوب و سالم داشته باشيم چند اصل كلي

را بايد در نظر داشت:

 

وضع منطقه : كوهستان يا دشت

موقعيت ارتفاع و فشار هوا : كنار دريا يا بالا تر از هزار متر سطح دريا

موقعيت فصلي : زمستان يا تابستان

زمان برنامه : مشكل يا آسان بودن آن

اطلاع كامل از وضع جسماني

 

آنچه بدن ما تا به حال به آن عادت كرده است اساس اوليه تغذيه ما را در برنامه هاي بيرون از خانه تشكيل

مي دهد.به يكباره نمي توان شيوه تغذيه خود را چه درست و چه غلط تغيير داد .از طرف ديگرآنچه عا دت ما

 شده سالهاي سال حتي از زمان طفوليت بدليل سنت و تجربه كسب گرديده و اين خود يك نوع تطبيق بدن

 با محيط خارج و متناسب با آب و هواي منطقه اي بوده است .پس چنانچه در همان زادگاه خود به كوه

،شكار يا ماهيگيري مي رويد عادات سنتي را حفظ كنيد منتهي سنت صحيح را بر اساس سنت

اجدادي آنان در سفره هاي يكي دو روزه خود چند قرص نان در كوله مي گذاشتند وراهی بیابان می شدند.

گاهي چند خرما يا چند دانه گردو ، قدري پنير ، توت يا كشمش هم، در گوشه دستمال سفره شان گره

مي زدند، به اين ترتيب روزها را بی دغدغه مي گذراندند.

براي یک تغذيه خوب و سالم در طبیعت بايدنكات زير در نظر گرفت :

از بردن هرگونه غذاي كنسروي و كالباس و سوسيس خودداري كنيد

مواد شيميايي و نگهدارنده آنها كه براي خراب نشدن محتويات داخل قوطي و بسته ها اضافه مي شوند

براي بدن مضر هستند، تشنگي آورده و مصرف آب را بالا مي برند . همراه بردن گوشت تازه به ويژه

 چرخ شده كه زود فاسد مي شود بايد از صورت غذا حذف گردد .

ما مي توانيم هفته ها بدون مصرف گوشت و بروز هيچگونه عارضه اي در كوه و كمر زندگي كرده وتمام

 فعاليت و بازدهي عضلاني خود را حفظ كنيم . حتي صلاح در اين است در اين گونه برنامه‌ها كمتر گوشت

 و چربي حيواني مصرف شود . بگذاريد بدن لايه‌هاي اضافي چربي را بسوزاند و براي جذب مواد جديد

 آمادگي بهتري پيدا كند . بدن كالري و انرژي لازم را از، كربوهيدراتها در برنامه هاي شديد كوه و شكار

زودتر و ساده‌تر مي گيرد.

مصرف گوشت و چربي فشار بيشتري بر فعاليت قلب وارد مي‌آورد به ويژه زماني كه در ارتفاعات بالا قرار

داريم و اكسيژن كم و به اندازه كافي آب در اختيار نيست .

 

                         

 

عدس ، نخود ، لوبيا، گندم و ذرت اقلام ضروري و مواد اوليه غذاهاي ما را بايد تشكيل بدهند بعد از اينها در

 رديف دوم نخودچي – بادام – گردو- پسته و فندق و در رديف سوم ميوه‌هاي خشك شده مانند كشمش –

توت- خرما- برگه هلو و زردآلو – برگه سيب و انجير و غيره

 

من خودم بیشتر از خوراک لوبیا که مقداری عدس هم به آن اضافه شده استفاده میکنم که غذای ساده ،

مقوی ،مفید و ارزانی است

توجه داشته باشید برای تهیه و پخت این غذا سعی کنید از رب گوجه فرنگی استفاده نکنید چون در

 رب گوجه فرنگی از نمک و موادی استفاده شده که باعث تشنگی می شود.

 

                       

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۵/۱۰/۲۴ساعت ۱۰:۳۳ ق.ظ  توسط علی  | 

طبیعت دوستان عزیزوقت بخیر

چند روزی وقفه باعث شد تا چندین تبریک را یکجا خدمتتان عرض کنم.

عید قربان،عید غدیرخم و آغاز سال میلادی 2007 بر کلیه ایرانیان مبارک باد.

فصل سرما با تمام زیبایهای آن شروع شده و شاید بدلیل برودت امسال کمتر دوستان فرصت رفتن به دامن پاک طبیعت را داشته باشند اما زمان مناسبی جهت احیائ وسائل و لوازم دست داده که می توان به جعبه کمکهای اولیه اشاره کرد.

دوستان زیادی رو میشناسم که وقتی برنامه سفر به طبیعت رو در فکر دارن به سبک سفر کردن بیشتر بها میدن من هم از این طرز فکر استقبال میکنم.

فکر کنم بدون تجهیزات صیادی به طبیعت رفتن بهتر از اینه که زمانی احساس کنیم برای خودمون ویا دیگری میشه کاری کرد اما لوازم مورد نیاز رو در منزل جا گذاشتیم.

جعبه کمکهای اولیه برای یک صیاد یا شکارچی با اونکه در منازل استفاده میشه کمی متفاوته.

دوستان ماهیگیر باید بسته کمکهای اولیه ضد آب در اختیار داشته باشند تا در صورت بارندگی ویا افتادن در آب محتویات آن از مرطوب شدن در امان باشند.

بدلیل حرکت در مناطق سنگی ویا پر شاخه این جعبه مقاومت کافی را داشته باشدوبراحتی آسیب نخورد.

انتخاب رنگ روشن جهت سهولت یافتن آن در هر جا از مواردیست که کمک شایانی به ما میکند تا دسترسی سریعی به آن داشته باشیم.

 

محتویات جعبه کمکهای اولیه

                                            

1-مسکن و تب بر

2-قرص ضد حساسیت(جهت مداوای آلرژی )

3-شریان بند

4-باند زخم بندی

5- گاز استریل

6-چسب زخم و چسب بانداژ

7-پنس و تیغ جراحی استریل

8-ماده ضد عفونی کننده مثل بتادین

9-ناخن گیر یا سیم چین جهت بریدن نک قلاب در صورتی که بعد از ورود به بدن سر آن از محل دیگر خارج شده باشد.

10-کرم ضد آفتاب

11-قرص تصفیه آب و یا مشابه آن

12-کبریت ویا فندک در بسته بندی ضد آب

13-قرص الکل جامد جهت ایجاد آتش مقدماتی

14-پتوی اضطراری که از جنسی شبیه به کاغذ آلمینیوم است و وزنی کمتر از 10 گرم دارد جهت جلوگیری از دست دادن حرارت بدن مصدوم ویا تابش نور خورشید به مصدوم گرما زده.

15-قرص ضد اسهال در صورت بروز آن بر اثر آفتاب زدگی در غیر این صورت مراجعه سریع به درمانگاه الزامیست و نباید به مسموم این دارو را تجویز کرد و تنها باید آب از دست رفته بدن را جبران کرد.

 

دوستان محترم میدانند که جعبه کمکهای اولیه را میتوان به طرق گوناگونی تجهیز کرد، پانزده مورد بالا تنها مواردی بود که به نظر بنده جزو ملزومات یک ماهیگیر است.شما میتوانید با استفاده از تجارب خود آنرا تکمیل تر کنید.

امیدوارم هرگز به این جعبه رجوع نکنید مگر برای کنترل داروها و لوازم دارای تاریخ مصرف.

شاداب و سر زنده باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۵/۱۰/۱۹ساعت ۱۰:۱۵ ب.ظ  توسط ایرج  | 

 

سلام به همه دوستان و علاقه مندان ورزش ماهیگیری

امیدوارم هر جا که هستید سالم وسلامت باشید

از دوست ومربی عزیزم آقا ایرج هم خیلی ممنونم بخاطر مطالب جالب و مفیدشان و زحماتی که برای این وبلاگ کشیده اند


امروز میخوام درباره موضوعی بنویسم که بی شک بخشی از اصول ماهیگیری اسپرت می باشد.

 لباس ماهیگیر:

 لباسی که ماهیگیربه هنگام صیدانتخاب میکند بسته به فصول مختلف فرق میکند.

 مثال: وقتی که فصل بارندگی است از لباسهایی باید استفاده کرد که دارای پوشش ضد آب باشد

 تا در هنگام بارندگی مانع از نفوذ آب به لباسها و بدن ماهیگیر شود ودر تابستان میتوان از

 لباسهای معمولی و ساده تری استفاده کرد. بهتر است پیراهن یا تی شرت آستین بلند باشد

 تا از آفتاب سوختگی دستها جلوگیری شود( این بلا به سر خودم هم اومده. یه روز که تو تابستون

 رفته بودم ماهیگیری، تی شرت آستین کوتاه پوشیده بودم که کاش نمی پوشیدم. اون روز آفتاب

 دستهامو طوری سوزوند که تا 5 روز بعد ماهیگیری هنوزدستهام می سوخت و پوست مینداخت)

 آنچه در اینجا اهمیت دارد انتخاب رنگ لباس است. رنگهای روشن بعلت اینکه خیلی زود توسط ماهی

 دیده می شوند باعث وحشت و فراره آنها می گردد به این دلیل نامناسب هستند.

 پس بهتراست ماهیگیر رنگ لباس خود را با فضا ومحیطی که درآنجا به ماهیگیری می پردازد تطبیق دهد.

 

        

 

 بیشتر ماهیگیران زبده و موفق به این مسئله واقفند که ماهگیر نباید بهیچ وجه توسط ماهیها دیده شود

 به همین دلیل با انتخاب لباسی با رنگ مناسب و با نرمی که به حرکات خود می دهند

 همیشه از سایر صیادان موفق ترند.

 

 علاوه بر لباس انتخاب یک کلاه خوب ماهیگیری نیز بسیارمفید می باشد که میتواند

 پوست سر از تابش مستقیم اشعه خورشید حفاظت کند.

 

                         

 

 در فصول سرد هم می توان ازکلاه ها ودستکشهای پشمی و کاموایی استفاده کرد.

 البته بهتراست دستکشهای ماهیگیری نیم انگشت باشد زیرا به دلیل لخت بودن سرانگشتان دست،

 ما می توانیم به راحتی بدون در آوردن دستکش ماهیگیری کنیم. بخصوص در هنگام پرتاب طعمه

 با چوب ماهیگیری و زدن طعمه به قلاب در حالی که دستکش در دستانمان هست و دستانمان گرم مانده اند.

 

               

 

 وقتی ماهیگیر ناچار است بعلت عوارض کنار رودخانه یا دریاچه ویا بسته به صید داخل آب شود

  وبه ماهیگیری بپردازد بهتر است از چکمه های لاستیکی استفاده کند.

                                   

 این چکمه ها ممکن است تا زانو ویا تا بالای ران بوده که با دو بند به کمربند وصل شده و یاممکن

 است یک پاره پارچه بوده و تا زیرسینه ادامه داشته باشد که این نوع چکمه ها برای ماهیگیری با پشه

 (fly fishing)  استفاده می شوند که باید دائما مراقبت شوند تا ازهرگونه پوسیدگی و پاره شدن آنها

جلوگیری  بعمل آید.

 حتی در مواقعی که از کفش های معمولی استفاده می کنید سعی کنید کفشی را استفاده کنید که دارای تختی

 محکم وعاجدار باشد چون سنگهای کنار رودخانه اکثرا لغزنده اند. 

  

 جلیقه های ماهیگیری هم می توانند در مواردی از ماهیگیری مفید باشند.

 به خصوص در ماهیگیری با پشه(fly fishing) که ماهیگیرباید بیشترجاهای رودخانه را برای

 ماهیگیری امتحان کند و جابجا شود وممکن است از وسایل و ساک ماهیگیری که به همراه دارد دور شود.

 دراین حالت استفاده ازجلیقه ی ماهیگیری که دارای جیبهای متعددی می باشد این امکان را میدهد

 که صیاد با قراردادن وسایل سبک ومورد احتیاج خود در هر یک ازجیبها با سبکی و راحتی بیشتری

 به صید بپردازد ومحتاج به حمل کردن کیف نگردد.

 البته این جلیقه ها بسته به صید و نظرصیاد میتوانند درموارد دیگیری هم استفاده شوند.

 

                  

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۵/۱۰/۰۸ساعت ۱:۵۱ ق.ظ  توسط علی  | 

حتما دوستان محترم میدونن که در شرایط معمول صدا با سرعتی حدود 330 متر بر ثانیه در هوا حرکت میکنه که این سرعت ثابت نیست و وابسته به عواملی مانند محیط انتشار است.

هرچه ملکولهای ماده متراکم تر باشد این سرعت بیشتر میشود و همچنین تلفات انرژی صوتی نیز کمتر میشود و می تواند مسافت طولانیتری را طی کند.

برخی از ماهیگیران محترم در زمان صید انتظاری از وسیله صوتی مثل زنگوله ویا وسیله الکترونیکی با نام بازر استفاده میکنند که در زمان نک زدن ماهی و به قلاب افتادن شروع به صدا کردن میکنند و صیاد متوجه شده و اقدامات لازم را انجام میدهد.

                                                         

در کنار محاسن اینگونه وسائل معایبی نیز وجود دارد که بر حسب اولویت قابل چشم پوشی ویا غیر قابل صرف نظر می باشد.

این اصوات در طبیعت کاملا غیر طبیعیست و براحتی میتواند برای آبزیان به عنوان یک هشدار باشد تا از محل طعمه گذاری شده دور شوند.

شخصا بارها شنیده ام که دوستان ماهیگیر وقتی از آنها سوال کردم (چه خبر؟ امروز خبری هست یا نه؟)با دلخوری پاسخ دادند نه بجز چند تا نک به قلاب خبری نبوده و تا به حال چیزی صید نکردیم.

البته عدم موفقیت می تواند دلائل متعددی داشته باشه اما در این مقاله میل دارم این دلیل نا کامی رو هم گوشزد کنم شاید مفید واقع شود.

صدای محیط یه سختی به آب منتقل میشود اما اگر پل ارتباطی مناسب وجود داشته باشد که همان نخ ماهیگیریست اصوات به سهولت تا اعماق آب نفوذ میکند و برای ماهیها به معنی فرار از محیط است بخصوص ماهی هایی که قبلا طعم قلاب رو به همراه صدای زنگ دار چشیده باشند.

در آزمایشهای متعدد دیده شده حیوانات در برابر صدا می توانند شرطی شوند و پاسخ مناسب را در زمان شنیدن صدا بدهند حتی حیواناتی مثل کرم خاکی که همگی با او آشنا هستیم.این حیوان با آنکه اصلا عضو شنوایی کاملی ندارد تاثیر اصوات را به شکل لرزشهای خفیف رو اندام حسی خارجی خود احساس میکندو.....

تا چند ماه دیگر در منزل اکثر ما ایرانیان ماهی سفره عید خواهد آمد شما نیز میتوانید این آزمایش را انجام دهید و از نتیجه آن تعجب کنید.سعی کنید فقط یک نفر به ماهیها غذا بدهد و قبل از ریختن غذا با یک صدای خاص و متفاوت با محیط آنها را هشیار کند مثل تلنگری بر تنگ ماهیها بعد از چند روز خواهید دید به مجرد شنیدن صدای تلنگر ماهیها به سرعت به دنبال غذا میگردند.

حال انتخاب ویا عدم استفاده از وسائل صدا ساز با شماست .

پیروز و سربلند باشید

BUZZER

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۵/۱۰/۰۵ساعت ۶:۵۴ ب.ظ  توسط ایرج  | 

کشور ما با اینکه در نوار بیابانی قرار گرفته اما از ذخائر ارزشمند آبزیان برخوردار است که در برخی موارد میتوان این ذخائر را منحصر به فرد دانست

 اما با بی توجهی روز افزون مدیران ومسئولین مرتبط امروزه شاهد کاهش چشم گیر این منابع هستیم واگر وضعیت به همین منوال پیش رفت داشته باشه باید

 سراغ ماهی و ماهیگیری در ایران را در کتابها گرفت و مثل برخی از خاطرات تلخ( مانند ببر مازندران) از آن یاد کنیم.

 

چندین و چند سال است که در جوامع دیگر متوجه این نکته شده اند که عاشقان محیط زیست مثل شکارچیان قانونی و یا ماهیگیران ورزشی نه تنها باعث نابودی نمیشوند بلکه ضامن حفظ بقا در منطقه بوده اند وبه همین دلیل به شکل فرا گیر دست به آموزش وترویج فنون مربوطه زدند که صد البته پاسخ کاملا مثبت بود

 و تا کنون نیز ادامه دارد و شاهد آن در گوشه گوشه جهان قابل رویت است .

                                                                                   

 

به چند مورد از اثرات اشاعه این ورزش مفرح اشاره میکنم شاید نکته قابل

 تاملی در آن باشد.

1-چنانچه فرد آموزش کافی دیده باشد قابلیت صید فراوان را دارد به همین خاطر اقدام به صید ماهی های کوچک و نا بالغ نمیکند و به دلیل اعتماد به نفس بالا به راحتی دست به رها سازی ماهی میزند چون به خوبی میداند فرصت بعدی را خواهد داشت و این فرصت را به دیگران نیز میدهد.

2-افراد آموزش دیده در کنار آگاه سازی سازمان محیط زیست هرگز اقدام به صید ماهی در حال انقراض نمیکنند چون از این موضوع سودی حاصلشان نمیشود .((پس باید جای دیگری به دنبال مشکل گشت))

3-فکر نمیکنم کسی که لذت صید را چشیده باشد حاضر باشد به راحتی محل صید خود را برای همیشه ترک کند تا افراد بی فکر آنجا را تصرف کنند.پس یک ماهیگیر همواره با ریز بینی یک صیاد در طبیعت با منابع آلوده کننده برخورد میکند و چنانچه سازمانهای مربوطه برای گرفتن اطلاعات مفید این ورزشکاران

 به خودشان مدخلی باز کنند متوجه خواهند شد چه اطلاعات مفید و ارزنده ایی در اختیار خواهند داشت.

4-چنانچه قانون ومجریان آن به شکلی صحیح با کسانی که حقوق دیگران و

 طبیعت را زیر پا میگذارند برخورد کند،سود جویان در کنار ماهیگیران ورزشی جسارت بی حرمتی به طبیعت را پیدا نمیکنند.

5-و از همه مهمتر داشتن افرادی سالم از نظر روحی در جامعه را نمیتوان با هیچ چیز دیگر مقایسه کرد چون یک ماهیگیر ورزشی چند نکته را به شکل روزمره

در زندگی خویش به کار میبندد که ایکاش همه اینچنین بودن.

صبر و بردباری،چاره سازی،برخورد صحیح با مشکلات،استمرار فعالیت و مطالعه محیط اطراف به شکل هوشمندانه، گذشت و سخاوت.

با کمی تامل در فرایند مثبت مطالب بالا میتوان براحتی به این نتیجه رسید که هر چه بیشتر به اینگونه رشته ها بها داده شود ثمره آن را همگی خواهیم چشید.

پس بیائیم با آموزش فنون این ورزش جامعه ایی سالم و طبیعتی پر حیات داشته باشیم.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۵/۱۰/۰۲ساعت ۷:۴۰ ب.ظ  توسط ایرج  |