ماهیگیری

لحظه ایی که قلاب رو پرتاب میکنم انگار تمام غمها ومشکلات رو همراه با نخ به درون آب زلال می فرستم و همه چیز رو فراموش میکنم.از این به بعد منتظر یک هدیه از طرف طبیعتم که روی نخ تکونی بخوره.

       

 

 

هر وقت قلاب در آب به حرکت در میاد و یا شناور بالا و پائین میره گویا کودک درون من که سالهاست از او دور هستم دوباره بیدار میشه و شوق کودکانه ایی تمام وجودم را لبریز میکند.

   

 

 

 

صبوری اولین درس ماهیگیریست و همیشه شاگردانی که این درس رو خوب درک کردند اجازه دارند تا از طبیعت پاداش مناسب دریافت کنند.

         

 

 

 

ماهیگیری بر خلاف شکار قابلایتهایی رو به انسان میده. شما می توانید گذشت را در خود محک بزنید.و اون زمانیست که دستتان به پولکهای نرم ماهی برخورد کرد و دوباره اون رو به آب آبی برگردونید.اما شکارچی قادر به اینکار نیست.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۳/۲۹ساعت ۹:۴۴ ق.ظ  توسط ایرج  | 

ماهیگیری فقط با داشتن یک دست!

..... واین کار شدنسیت.

ماهیگیری برای من فقط گرفتن ماهی نیست، طبیعت چنان زیباست که حقشه حفظ بشه.

ماهیگیری عشق به زندگی رو دوباره به من داد.

اگر دوست دارید، میخواهم داستان زندگیمو براتون تعریف کنم.

من اهل گرافن دورف ،حوالی هامل برگ در منطقه ی اونترفرانکن با دریاچه ایی مثل شوندرا هستم.

سال 1991 دیپلم گرفتم و بعد از یک دوره آموزشی شغلی برقکار (سیمکش) شدم و دوران سربازیم رو هم در پادگانی نزدیک آگسبورگ گذراندم.

بعد از سربازی هم در کارخانه ای مشغول به کار شدم.

از کار در این کارخانه زیاد رازی نبودم و به همین دلیل سال 1998 تصمیم گرفتم که در رشته الکترونیک ادامه تحصیل بدم.

یک سال تحصیلی تقریبا گذشته بود، یک هفته قبل از شروع تعطیلات بود که این اتفاق افتاد.

در این روز سوار موتور سیکلتم در راه خانه بودم که یک ماشین سواری به رانندگی یک آقای مسن بدون توجه به رعایت حق تقدم، داخل خیابان پیچید و من هم مستقیم با ماشینش برخورد کردم.

زمانی که دوباره به هوش آمدم چهار روز بود که از تصادف میگذشت.


دست راستم ،کتفم وشانه ام درد زیاد و طاقت فرسائی داشت.

مدت زیادی متوجه این نکته نشدم که هرگز دیگر به دلیل پاره شدن اعصاب،  قادر به تکان دادن دستم نخواهم بود.

 

 

امروز هم پس از سالها درمان، هنوز دست و بازوی راستم بشدت درد میکنه، بطوری که زندگی من شدیدا تحت تاثیر اونه.

سعی من بر اینه که از پس زندگی روز مره تا حد امکان بر بیام ، بشکلی که زندگی شادیهای خودشو داشته باشه. چیزی که تا مدتها بعد از تصادف نداشتم.

 

 

 

من از 10 سالگی ماهیگیری میکنم و به همین خاطر انس زیادی به طبیعت دارم. همین علاقه، منو بعد از گذشت دو سال از تصادف به طبیعت و ماهیگیری یکدستی کشاند.

کم کم سعی و فکرم به این بود تا ابزار کمکی ای را پیدا کنم تا ماهیگیری را دوباره برام ممکن کنه.


لحظات و تجربیات تلخ هم در کنار آب کم نبود. اما عشق به طبیعت و شوق به زندگی و لذت ماهیگیری بود که به من کمک کرد تا دوبار ه ماهیگیری رو تجربه کنم.

از اونجائی که با یک دست، هم گرفتن چوب ماهیگیری و هم چرخاندن چرخ برام امکان پذیر نیست، به عنوان اولین وسیله کمکی کمربندی لازم بود تا بتونم چوب را در اون قرار بدم.

مدت زیادی در پی یک چنین کمربندی بودم تا اینکه کاملا بطور اتفاقی کمربندی رو پیدا کردم که به کار من می اومد.


با کمک دوستان و اقوام شروع کردم به دادن تغییراتی در این کمربند . اول یک صفحه فلزی و یک تکه لوله به اون اضافه کردیم اما از اونجائی که وزن این کمربند زیاد بود خیلی زود متوجه شدم که کارائی لازم رو نداره.

در هر صورت این راه حل خوبی نبود و به همین خاطر دنبال یک راه دیگه بودم.

با تعویض لوله آهنی با لوله PVC مقدار زیادی از وزن این کمربند کم شد. برای بستن این کمربند هم از دو قلاب آهنی استفاده میکنم که در پشت کمربند بسته میشن و جمعا به خاطر سبک بودن و راحتی استفاده از اون راه حل بهتری بود.

 


ابزار کمکی دیگه هم به همین ترتیب کم کم اضافه میشدن، مثلا گاری حمل لوازم ماهیگیری که به من کمک میکرد تا لوازم را تا محل ماهیگیری حمل کنم.

 


یک سه پایه چوب ماهیگیری، چون دارای ثبات بیشتریه . چون یکبار که از یک دو شاخه معمولی استفاده

میکردم هنگام فرو کردن آن در زمین شکست و باعث جراحتم شد.

 



از لوازم کمکی دیگه میتونم از یک گیره مخصوص بستن قلاب پشه اسم ببرم. این گیره به من این امکان رو میده که مثلآ نخ پیشبند موئی برای کپور رو گره بزنم، البته فقط با یک دست، خواستن، زمان زیاد و کمی بد و بیراه.

 

چاک هم از تغییرات در امان نماند. برای اینکه بتونم یک دستی از اون استفاده کنم، بهش چوب پنبه وصل کردم تا در آب شناور باشه.




از لوازم دیگه یک انبر هست که قفل میشه تا بتونم چیزی رو محکم نگه دارم و در نهایت یک قایق کنترل از راه دور هم جزو ابزار ماهیگیری من هست که ازش برای پاشیدن طعمه در مسافت های دورتر استفاده میکنم.

 

 



در حال حاضر هم مشغول پیدا کردن راه حل مناسبی هستم تا یک تخته معمولی رو طوری تغییر بدم که بتونم روش ماهی رو یک دستی فیله کنم.

 

 

 

همه این ابزار این امکان رو به من میده تا دوباره بتونم ماهیگیری کنم.

 

 

 

خیلی از ماهیگیرهای دیگه که منو نمیشناسن و برای اولین بار منو با کمربندم که شبیه کمربند ماهیگیری دریایی هست میبینند، به شوخی میگن: آقا اینجا دریا نیست که میخوای با این تجهیزات ماهی بگیری. اما زمانی که براشون توضیح میدم و متوجه موضوع میشن با شگفتی و احترام با من رفتار میکنن و مهربانانه حاظر به کمک هستن.

من میخوام به همه افرادی که به طریقی در موقعیت مشابه قرار داشتند یا دارند این جرائت رو بدم که دوباره فعال شوند. این دوباره فعال شدن و دوباره در زندگی نقش داشتن احتیاج به جرائت زیادی داره، زمین خوردن داره و دوباره بلند شدن لذت بخشه. چیزیه که احساس زندگی و زنده بودن رو دوباره به آدم بر میگردونه . هرچند چیزی رو که درست کردید یا به اون رسیدید کوچک باشه.

در سایت www.after-crash.de پایگاهی درست کردم تا به افرادی که مشکلی مشابه دارند ، هم راهکارها و هم راه حل هایی ارائه کنم. مطمئنم، هستند ماهیگیرانی که با مشکلات جسمی مایل به ماهیگیری هستند و نمیدوند چطوری. شاید بتونم به این وسیله براشون شادی فراهم کنم . حتی اگر فقط یک نفر باشه که از این طریق به ماهیگیری بره و دوباره لذت ماهیگیری رو تجربه کنه، به هدفم رسیدم.

منهم باید از موانع زیادی میگذشتم ، چرا که با معلولیت جسمی واقعا آسون نیست . اما امکان پذیره. آدم فقط باید بخواد . چون یک معلول از کره مریخ نیومده بلکه انسانی هست مثل همه انسانهای دیگه.

 

با درود فراوان به همه

مارتین

 

 

ترجمه به فارسی : جاش

 

با سلام به شما دوستان طبیعت.

 

شخصی از بی کفشی مینالید که کسی را دید بدون پا .

 

 این داستان را شاید خیلی شنیده باشیم ، اما آیا فهمیدیم ؟

مشکلات روزمره و گرفتاری های زندگی از طرفی و از طرف دیگر خواسته ها و آرزوهای جور وا جور داشتن این و آن، فرصت و امکان دیدن داشته ها و موهبت سلامتی را چنان از بعضی از ما گرفته که ......

بگذریم.

 

 

دوستان، برای گرفتن اجازه ترجمه این مطلب  در تماسی که با مارتین داشتم ایشان را انسانی شاد و دوست داشنی یافتم.

به همین خاطر فصد دارم که نظرات شما را براش ترجمه کنم و بفرستم.

 

با کمال احترام

جاش

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۷/۰۳/۲۷ساعت ۶:۱۸ ب.ظ  توسط جاش  | 

پروانه عادی صید ماهی در آبهای داخلی

این پروانه برای ماهیگیری در کلیه آبهای داخلی ایران به جز موارد ذکر شده در انتهای این گزارش معتبر می باشد.

 مدت زمان اعتبار این پروانه از تاریخ صدور تا پانزدهم اسفند سال  87 می باشد و بهاء آن 13000 ریال معادل هزار و سیصد تومان است

 

مدارک لازم برای صدور هر پروانه عبارتند از

فیش واریزی به مبلغ 13000 ریال معادل هزار و سیصد تومان به شماره حساب 2170601305004 سیبای بانک ملی به نام پروانه صید ماهی سراسری که در کلیه شعب مجهز به سیستم سیبا در بانک ملی قابل واریز است

یک قطعه عکس 3 در 4

کارت شناسایی فردی که متقاضی پروانه است

 

موارد ممنوعیت و عدم اعتبار پروانه

استفاده از هرگونه دام وو تور بستن ، سد و کلهم برای صید ماهی ممنوع است

صید ماهی از طریق هرگونه سموم و مواد منفجره

صید ماهی یک ساعت بعد از غروب آفتاب تا یک ساعت قبل از طلوع آفتاب

صید ماهی فزل آلا ، آزاد و غضروفی

صید در محدوده استانهای گیلان مازندران و سواحل دریای خزر ، خلیج فارس و دریای عمان

صید در مناطق چهارگانه و شکار تحت حفاظات سازمان

دارنده این پروانه مکلف است هنگام مبادرت به صید و حمل ماهیان صید شده این پروانه را همراه داشته باشد

این پروانه برای صید ماهی با تک قلاب در آبهای داخلی معتبر می باشد

 

توجه کنید این پروانه برای ماهیگیری در آبهایی که ماهی قرل آلا دارد مثل رودخانه کرج و جاجرود ، سد کرج، دریاچه های تار و لار و ...معتبر نمی باشد و برای تهیه پروانه ماهیگیری در این آبها باید به اداره محیط زیست مراجعه و پروانه یک روزه دریافت کنید. ولی برای ماهیگیری در دریاچه های اطراف تهران مثل لتیان ، ساوه ، طالقان ، پانزده خرداد و همه رودخانه ها و دریاچه های فاقد این ماهی در کلیه نقاط کشور به جز گیلان و مازندران معتبر است.

ضمنا برای مشاهده شرایط ماهیگیری در آبهایی که قزل آلا در آنها وجود دارد و شرایط اخذ پروانه  به این آدرس مراجع کنید : http://i31.tinypic.com/2hhlxzr.jpg

 

برای دریافت پروانه با در دست داشتن مدارک ذکر شده به اداره محیط زیست استان خود مراجعه کنید

 

آدرس اداره محیط زیست استان تهران

چهار راه تهرانپارس - کیلومتر 3 اتوبان شهید دوران- داخل پارک جنگلی سرخه حصار اداره کل محیط زیست

از چهارراه تهرانپارس وقتی وارد اتوبان می شید و به سمت جاده هراز میرید بعد از 3 الی 4 کیلومتر داخل اتوبان به یک مسیر فرعی می رسید که داخل پارک سرخه حصار میشه اون مسیر در انتها پس از وارد شدن به پارک به سازمان محیط زیست میرسه.یه پل عابر پیاده بزرگ هم در اون نقطه روی اتوبان وجود داره. من  دفعه اول که رفتم پروانه بگیرم کلی سرگردونی کشیدم تا تونستم سازمان رو پیدا کنم امیدوارم شما به مشکل من دچار نشید

 

تلفن اداره محیط زیست استان تهران 77355781 الی 3

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۸۷/۰۳/۲۳ساعت ۴:۳۱ ب.ظ  توسط آرش سلیمانی  |