
|
|
|
|
|
مقدمه : اگه تمام اینترنت رو برای پیدا کردن یه مطلب در مورد دریاچه زیبای ولشت زیرو رو بکنید مطمئنا مطلبی در این رابطه پیدا نخواهید کرد جز اطلاعات گنگ و سر بسته و دو سه عکس که از نمای بسیار دور از دریاچه گرفته شده است. آدم تعجب می کنه از این سیستم ضعیف اطلاع رسانی توریسم تو کشورمون که در مورد چنین نمونه های زیبای طبیعت هم اطلاعاتی در دسترس عموم وجود نداره. پس از سوال و جواب بسیار قبل از سفر برای کسب اطلاعاتی در مورد دریاچه و بی نتیجه موندن تمام این جستجوها تصمیم گرفتم که بعد از سفر حتما تجربیاتم رو به صورت مصور در اختیار بقیه قرار بدم تا شاید بعدها اگه کسی خواست اطلاعاتی در این رابطه کسب کنه مثل من به در بسته نخوره . اطلاعاتی کلی در مورد دریاچه : دریاچه ولشت که به نگین مازندران هم مشهوره در ارتفاع 900 متری بین دو روستای سنار و لورچال در 26 کیلومتری چالوس واقع است . به گفته کارشناسان حداکثر عمق دریاچه 25.5 متر و متوسط عمق آن هم 12 متر است و وسعتی حدود 25 هکتار دارد. آب دریاچه هم از چشمه های زیر زمینی و برف و بارون تامین میشه. راه دسترسی به دریاچه : از مسیر تهران چالوس ( جاده چالوس ) اولین شهری که بعد از وارد شدن به استان مازندران برخورد می کنید شهر مرزن آباد است . برای رسیدن به دریاچه باید ادامه مسیر رو به سمت شهر چالوس طی کنید حدود دو یا سه کیلومتر بعد از مرزن آباد در سمت چپ جاده ابتدای یک جاده فرعی تابلویی می بینید که مشخص می کنه این راه فرعی به سمت روستای سنار و دریاچه ولشت می ره . برای اینکه به عمق بی توجهی مسئولین پی ببرید باید بگم که حتی این تابلو هم به صورت دستی نوشته شده و حتی زحمت نصب یک تابلوی درست و حسابی رو هم مسئولین به خودشون ندادن.
وارد جاده فرعی که بشین تا روستای سنار حدود 7 کیلومتر جاده آسفالت وجود داره . این مسیر تا روستا به صورت پیچ در پیچ به سمت بالا میره و اطراف رو هم درختان کاج و برگ سوزنی پوشونده . کلا جاده بین یک جنگل مصنوعی واقع شده. بعد از پایان مسیر مارپیچ به یک دشت برخورد می کنید که بعد از طی یک کیلومتر به روستا می رسه.
جاده منتهی به روستای سنار از روستا به سمت دریاچه دیگه جاده آسفالت وجود نداره و جاده خاکی میشه که در ابتدا هم با یک شیب بسیار تند شروع میشه که به خاطر اینکه پیچ هم داره اکثر ماشینها اینجا گیر می کنن و مجبورن حداقل یه بار برای گرفتن دور مناسب مسیر رو دنده عقب بیان . جالب اینجاست که بدونید دفعه قبلی که من حدود 10 سال پیش رفتم این جاده خاکی بود و الانم به همت مسئولین همچنان جاده خاکیه و فقط تو این دهسال به علت رفت و آمد زیاد ماشین جاده یه مقدار هموارتر شده . طول این جاده خاکی تقریبا 5 کیلومتر و بر عکس مسیر آسفالت ، به جز قسمت اول راه بقیه مسیر سر پایینی . این قسمت از راه نه منظره زیاد جالبی داره و نه هوای مناسبی. به علت هوای بسیار خشکش مسیر پر از ملخ و چون ما تمام راه رو تا دریاچه پیاده رفتیم از نزدیک با برخی از این ملخ ها که اندازه گنجشک بودن آشنایی پیدا کردیم . واقعا به عمرم ملخهایی به این بزرگی ندیده بودم. ( اینو گفتم که اگه با این منظره روبه رو شدین نا امید نشین و برگردین ، اکثر کسایی که برای اولین بار بوذ که به دریاچه میرفتند به اینجا که میرسیدند با یه حالتی از اضطراب می پرسیدن دریاچه هم این قدر ملخ داره؟ ) کف زمین هم پر از ملخ هایی که زیر چرخ ماشینهای عبوری له شدن. پس از طی تقریبا 4 کیلومتر سر آخرین پیچ دریاچه سحر انگیز ولشت از دور پیدا میشه . اینجا جایی که عاشقان طبیعت حتما از ماشین پیاده میشن و یه عکسی از منظره دریاچه می اندازن . پیدا شدن ناگهانی دریاچه در آخرین پیچ و این حس انتظاری که آدم برای دیدن دریاچه مجبور تا آخر راه تحمل کنه خودش به زیبایی این منظره اضافه میکنه.
اولین نمای دریاچه از اینجا به بعد تا دریاچه حدود یه کیلومترراه و وقتی وارد حریم دریاچه میشید به ناگهان همه چیز تغییر میکنه. اون هوای خشک جای خودش رو به یه خنکای مطبوع میده و منظره زیبای دریاچه تمام خستگی راه رو از تن آدم در میکنه . جالب اینجاست که اگه تمام منطقه دریاچه رو هم بگردین حتی یک ملخ هم پیدا نمی کنید. و این نشون میده که هوای اطراف دریاچه چه قدر با یک کیلومتر قبلش متفاوت است. و اما سفرنامه ما : من و برادرم بدون هیچ وسیله نقلیه ای به قصد یه سفر چند روزه برای روز یکشنبه 3 مرداد 86 ساعت 7 صبح به مقصد چالوس دو تا بلیط اتوبوس تهیه کردیم. با توجه به اینکه پیش بینی یک سفر 3 تا 5 روزه رو کرده بودیم باید وسایل مورد نیاز این مدت رو همراه خودمون می بردیم و چون وسیله نقلیه هم نداشتیم و تمام مسیر از ابتدای جاده فرعی دریاچه تا خود دریاچه رو باید پیاده می رفتیم باید وسایل رو طوری بر می داشتیم که بارمون زیاد سنگین نشه و حمل بار تا دریاچه برامون ممکن باشه. کل باری که در نهایت برداشتیم شامل دوتا کوله یه ساک و یه ساک چادر بود. با همه مراعاتی که کرده بودیم وزن کوله ها و ساک یه مقدار زیاد شد. ساعت 11.30 صبح سه شنبه بود که سر جاده فرعی دریاچه از اتوبوس پیاده شدیم و مسیر دریاچه رو در پیش گرفتیم. متاسفانه هیچ وسیله نقلیه ای به جز ماشین مسافرانی که به قصد یه سفر چند روزه به سمت دریاچه میرن و معمولا هم کاملا پرن برای رسوندن افرادی که وسیله نقلیه ندارن به دریاچه و حتی روستا وجود نداره و من این سوال برام پیش اومد که اگه یکی از اهالی روستا بخواد بیاد لب جاده چیکار باید بکنه. بعد ازسه ساعت پیاده روی به جایی رسیدیم که اولین نما از دریاچه معلوم شد . لحظه واقعا خوبی بود با اینکه فوق العاده خسته بودیم دوربین رو در آوردیمو شروع به عکس گرفتن و فیلم برداری کردیم . از اونجا هم نیم ساعت دیگه رفتیم تا بالاخره ساعت 3 بعد از سه ساعت و نیم پیاده روی واقعا طاقت فرسا(به علت گرمای بیش از حد هوا و بار سنگینمون) رسیدیم کنار دریاچه . واقعا می تونم بگم که دیدن اون منظره و لمس اون هوای عالی همه خستگی راه رو از تنمون در کرد. اولین کسیم که کنار دریاچه بهش برخورد کردیم پیرمردی بود که روی یک قایق توی آب مشغول ماهی گیری بود . این منظره هم مزید بر علت شد که خستگی راه رو کاملا فراموش کنیم .] شما همتون ماهیگیرید و می تونید درک کنید که چه حس خوبی از دیدن یه ماهیگیر به آدم دست میده حسی که فقط یه ماهیگیر می تونه درک کنه .
اولین عکسم کنار دریاچه بعد از خوردن ناهار و کمی در کردن خستگی تو یه جای دنج و مناسب چادرمون رو علم کردیم.
نمایی از چادر و دریاچه (برادرم مشغول ماهیگیری) توضیحاتی در مورد دریاچه و محیط اطراف آن : دریاچه در بین چند کوه و در واقع داخل یه دره واقع شده . پوشش کوههای دور دریاچه متفاوته . قسمتیش پوشیده از درخت ، قسمتیش حالت صخره ای داره و قسمتیشم حالت چمنزار . دور تا دور دریاچه هم پوشیده از نیزاره که محل خوبی برای زندگی اردک ماهی به شمار میره . البته به دست انسانهای نازنین قسمتی از نیزارا تخریب شده و ظاهرا هم دامنه این تخریب ادامه داره. در قسمت ورودی دریاچه اونجایی که دیگه جاده تموم میشه یه دکه وجود داره که تقریبا همه چیز می فروشه از یخ و آب گرفته تا غدا و سبزی و میوه . البته همه چیز نرخش دو تا سه برابره. همونجا هم یه مکانی در نظر گرفنه شده که به مسافرایی که چادر و وسیله اسکان ندارن و میخوان شب بمونن کرایه داده میشه . آب آشامیدنی(به جز آب معدنی بطری دکه ) توسط یه لوله از یه چشمه نزدیک دریاچه تامین میشه که اونم به خاطر اینکه مسافت لوله تا چشمه زیاده و از روی زمین هم رد میشه آبش به شدت گرمه. چیزی به عنوان سرویس بهداشتی هم اونجا وجود نداره فقط یه چهار دیواری بتونی وجود داره که به عنوان دستشویی ازش استفاده میشه و فکر کنم خودتون بتونید تصور کنید که چه وضعی داره . با همه این امکاناتی که وجود نداره بابت هر ماشینی که وارد محیط دریاچه میشه 1000 تومان ورودی میگیرن که من هرچی فکر کردم این ورودی بابت چی اخذ میشه نفهمیدم . ولی با همه اینا و با وجود اینکه مسافر زیاد برای بازدید دریاچه و گذروندن حداقل یه روز به اونجا میاد ، خوشبختانه اطراف دریاچه از آشغال مصون مونده و زیاد کثیف نیست. آب دریاچه هم فوق العاده تمیز و زلاله و رقص ماهیها تو آب رو میشه به راحتی دید به طوری که اگه کمی حوصله و شانس داشته باشید حتما می تونید یه بچه اردک ماهی رو لایه نیزارها تو آب ببینید . اگه بخواید از ماهیهای دریاچه هم بدونید علاوه بر اردک ماهی ، سیاه کولی ، کاس کولی و ماهی سفید هم از ماهیهای این دریاچه هستن. منظره اطراف دریاچه به همراه هوای مطبوعش واقعا لحظات به یاد موندنی رو برای آدم میسازه ، لحظاتی که تا مدتها تو ذهن آدم باقی می مونه و از یاد آوریش آدم غرق لذت میشه . جای تمام دوستداران طبیعت واقعا اونجا خالی بود . به محض علم شدن چادر مشغول مهیا کردن وسایل ماهیگیری شدیم تا از این ساعات باقی مونده تا تاریکی هوا بتونیم نهایت استفاده رو کنیم. من ریسم رو برای اردک ماهی بستم . یه هرزه گرد متصل به یه سیم بکسول که سرش یه لانسه(لوری) سه قلابه خال قرمز شماره 4 بود . نخم هم شماره 35 بود .برای متصل کردن سیم بکسول به نخ هم از گره Palomar استفاده کردم که عجیب هم جواب داد . چون کف دریاچه پوشیده از خزه بود و اطراف دریاچه هم نیزار بود به تناوب قلاب گیر می کرد ولی خوشبختانه حتی یه بار هم وسایلم رو از دست ندادم. برادرم هم ریسش رو برای ماهی سفید بست . شناور با سرب سبک و دو قلاب شماره 6 که با گره ملوانی به نخ متصل شده بودن برای طعمه هم از خمیر باگت با زردچوبه به همراه کمی شکر استفاده می کرد که به خاطر بو و رنگش تقریبا محبوب همه ماهیهای غیر شکارچیه . حدود یه ساعتی مشغول بودیم ولی موفق به گرفتن ماهی نشدیم. با تاریک شدن هوا بساط شام رو علم کردیم و بعد از شامم خواب توی هوای دلچسب کنار دریاچه. از ساعت 12 شبهم بارون شدیدی گرفت که تا ساعت 5 صبح هم ادامه داشت. ولی خوب خوشبختانه چادرمون عالی بود و یه قطره بارونم تو نیومد. صبح به محض روشن شدن هوا بارونم بند اومد و ما هم چوبامون رو برداشتیم و رفتیم که شانسمون رو امتحان کنیم. من تا ساعت 9 داشتم لانسه می کشیدم ولی تنها چیزی که تونستم بگیرم همین بچه اردک ماهی بود که بعد از عکس گرفتن ولش کردم :
بچه اردک ماهی ولی برادرم یه ماهی سفید تقریبا 20 سانتی گرفت که برای ناهار نگهش داشتیم (متاسفانه یادمون رفت ازش عکس بگیریم ) بعد از صبحانه منم ریسم رو عوض کردم و تصمیم گرفتم که برای سفید تلاش کنم. ولی چه فاییده که تا شب هیچ کدوم دیگه موفق به گرفتن ماهی نشدیم. نزدیکای غروب من دوباره لانسه کشیدم که بازم بی فایده بود. اونجا کسایی که می یومدن همه تقریبا اهل ماهیگیری بودن و حداقل یه چوب همراهشون بود . قبلا به خاطر آب تمیز و زلال دریاچه اینجا ماهی سفید پروش می دادن و این ماهیهایی هم که باقی موندن از همون دورانه . ولی ظاهرا به دلیل صید بیش از حد افراد محلی که حتی به بچه ماهیهای کوچکتر از کف دست هم رحم نمی کنن و همین طور خراب شدن نیزارهای اطراف دریاچه هم نسل ماهی سفید رو به انقراض هم اردک ماهی به شدت کم شده. اینه که تو تمام مدتی که ما اونجا بودیم با اینکه تقریبا دور تا دور دریاچه ماهیگیر بود ندیدیم کسی ماهی درست و حسابی گرفته باشه . محلی های اونجا که اکثرا کاسی (چوب مخصوص کولی که چرخ روی آن سوار نمی شود) داشتن و با قلاب شماره 12 هرچی بچه ماهی تو دریاچه بود رو می گرفتن و نمی دونم به چه منظوری اونارو نگه می داشتن(چون به نظرم قابل خوردن نبودن) غیر محلی ها هم که اکثرا برای اردک ماهی می یومدن دست خالی بر می گشتن. یه عده هم بودن که بدون اطلاعات کافی می یومدن و به تصور کپور تجهیزات مناسب همراه خودشون نداشتن که بعد از یه ساعت نا امید می شدن و ترجیح می دادن تنی به آب بزنن و از خیر ماهیگیری می گذشتن. خلاصه اینکه تو تمام مدتی که اونجا بودیم همش این حسرت باهامون بود که محیط به این زیبایی هوای به این مطبوعی چرا باید به خاطر کم توجهی این قدر ماهی کم داشته باشه که آدم نتونه کیفش رو تکمیل کنه و با گرفتن دو سه تا ماهی یه سفر رویایی برای خودش بسازه. روز دوم از سفرمون هم به همون یه بچه اردک و اون یه ماهی سفید ختم شد . شب دوم بر عکس شب اول بساطمون رو بیرون چادر پهن کردیم و از زیبایی شب دریاچه هم کمال استفاده رو بردیم. از شانسمون اون دو سه روزی که اونجا بودیم ماه تقریبا کامل بود و با نورش این قدر فضا رو روشن کرده بود که تقریبا احتیاجی به روشنایی دیگه نبود . منظره نور ماه داخل آب با کوههای اطراف دریاچه که تو تاریکی شب شکل رویایی به خودش گرفته بود منظره فوق العاده ای رو ایجاد کرده بود ، به این همه زیبایی یه باد خنک و صدای جیر جیرکها رو هم اضافه کنین . تو اون لحظات تمام حسرتم این بود که چرا نمیشه تو شب عکس گرفت و این صحنه های زیبا رو ثبت کرد. برای مایی که بین دود و ماشین و ترافیک و شلوغی زندگی می کنیم این صحنه ها و لحظات فوق العاده لذت بخش و آرامش دهندست. بازم جای همه اونایی که نبودن خالی . روز سوم یعنی 5 شنبه هم صبح ساعت 5 بلند شدیم و شروع کردیم به ماهیگیری. من بازم شروع به لانسه کشی کردم. این دفعه تصمیم گرفتم دور تا دور دریاچه رو امتحان کنم. بعد از یه ساعت طرفای ساعت 6 صبح بود که بعد امتحان کردن نصف محیط دریاچه تقریبا روبه روی چادرمون تونستم یه اردک ماهی متوسط بگیرم :
تنها اردک ماهی که موفق به گرفتن شدیم تمام کسایی که موفق به گرفتن اردک ماهی شدن می دونن که این ماهی چه روحیه جنگنده ای داره و اگه ریسه و نخ مناسب انتخاب نکرده باشید حتما ماهی با اون دندونای تیز و قدرت فوق العادش تجهیزات شمارو پاره می کنه و حسرت بزرگی به دلتون میگذاره. همون اتفاقی که بارها برای خود من افتاده. درسته که این اندازه برای اردک ماهی که تا دو مترو بیشترم رشد می کنه می شه گفت کوچیکه ولی بدون اغراق می تونم بگم تو تمام مدت ما حتی کسیم ندیدیم که ماهی این اندازه گرفته باشه و واقعا دریاچه از نظر ماهی فقیر بود. خلاصه این ماهی رو هم بعد از گرفتن عکس به امید اینکه بزرگتر بشه و ماهیگیر بعدی از گرفتنش لذت بیشتری ببره ، رها کردیم . باز خدا خیرش بده که مارو آرزو به دل روونه خونه نکرد. تا شب دیگه نه من نه برادرم موفق به گرفتن ماهی نشدیم . چون شنبه هم تعطیل بود از بعد از ظهر پنجشنبه به شدت دریاچه شلوغ شد و خیل مسافرا بود که یکی بعد از دیگری به اونجا می یومدن و همین باعث شد که تصمیم بگیریم صبح روز بعد به سمت تهران برگردیم. صبح جمعه ساعت 5 صبح بلند شدیم و تا وسایلمون رو جمع کنیم و صبحانه بخوریم شد ساعت 8 . بعد از گرفتن چند عکس یادگاری دیگه ، با دریاچه و همه زیباییاش وداع کردیم و با خاطره بسیار عالی از اون روزای خوش به سمت جاده راهی شدیم. برعکس اومدنی چون این دفعه هم خستگی یه مسافرت 4 ساعته از تهران رو نداشتیم هم اینکه می دونستیم که مسافت چه قدره و چه مقدار راه در پیش داریم ، تونستیم انرژیمون رو برای کل راه تنظیم کنیم و بدون اینکه احساس خستگی کنیم بعد از 2.30 راهپیمایی خوب و شاداب رسیدیم لبه جاده . و به این ترتیب سفر سه روزمون به دریاچه ولشت با انبوهی از خاطرات خوب به پایان رسید. چند عکس از زیباییها و زوایای مختلف دریاچه :
دریاچه ولشت
با اینکه دریاچه از نظر ماهی خیلی فقیر بود ولی بودن تو چنین طبیعت زیبایی برای هر دوستدار طبیعتی لحظات زیبایی رو میسازه و هم من و هم برادرم با اینکه به قصد ماهیگیری به اونجا رفته بودیم ولی از ثانیه ثانیش استفاده کردیم و لذت بردیم. کندن از کار روزانه و شلوغی و روزمرگی و رفتن به دامان طبیعت روحیه فوق العاده ای به آدم میده. شاید اگر کسی بخواد از بیرون نگاه کنه رفتن به این سفر بدون وسیله نقلیه غیر ممکن بود ، همونطور که کسایی که از داخل ماشیناشون مارو پیاده در حال رفتن به سمت دریاچه یا در راه برگشتن میدیدن طوری با حالت تعجب نگاه می کردن یا حتی به زبون می آووردن که یعنی این همه مسیر پیاده غیر ممکنه. ولی ما خواستیم وشد. میشه بدون وسیله نقلیه سفر کرد و طوری سفر کرد که کمترین هزینه صرف بشه. متاسفانه ما این قدر خرج بی مورد تو سفرامون می کنیم که خود به خود سفر کردن سخت میشه. میشه سفر کرد و خوب خورد و خوابید ولی هزینه اضافی هم نکرد. قصدم از نوشتن این مطلب علاوه بر آشنا کردن دوستان با این محیط زیبا این بود که بگم علی رغم همه محدودیت ها هم میشه وقتی رو به سفر کردن اختصاص داد و سفر بر عکس تصور همه مخصوص طبقه اقتصادی خاصی نیست. امیدوارم روزی برسه که شرایط طوری فراهم بشه که هر خانواده ایرانی بتونه در ماه حداقل یه سفر داشته باشه. یه چند تا نکته برای کسایی که قصد سفر به ولشت رو دارن : 1- کسانی که احیانا بدون وسیله نقلیه قصد سفر رو دارن(مثل ما) باید بدونن که پیاده روی زیادی دارن و فقط اگه آمادگی همچین پیاده روی رو دارن قصد این سفر بدون وسیله نقلیه کنن. 2- دوستایی که با ماشین می خوان برن به گفته افراد محلی زمان بارندگی راه خاکی دریاچه گل و غیر قابل عبور میشه پس سعی کنید زمانی رو برای رفتن انتخاب کنید که هوا بارونی نباشه. 3- حتما وسایل مورد نیازتون رو با خودتون ببرید چون هزینه خرید اونجا دو تا سه برابر. 4- اگه قصد سفر به اونجا رو دارید سعی کنید حداقل یه شب اونجا اقامت کنید. شب دریاچه واقعا زیبا و سحر انگیز. 5- هوای دریاچه مخصوصا شبا خیلی خنکه حتما لباس گرم همراه داشته باشید. 6- چون ولشت در منطقه کوهستانی واقع شده بهترین زمان سفر فصل تابستون. تو فصول سرد سال از رفتن به اونجا خودداری کنید. 7- حتما چادری که همراه خودتون می برید ضد آب باشه چون هر لحظه امکان بارندگی وجود داره. (فکر خوابیدن بیرون چادر رو از سرتون بیرون کنید) 8- دریاچه فاقد کپور(باعث تعجبه، کپور ماهی ای که تو هر آبی( جز آبای خروشان) میشه پیداش کرد) پس وسایلی که می برید باید مخصوص سفید ، کولی یا اردک باشه. 9- خواهشا مواظب محیط دریاچه باشید و از آلوده کردنش جدا خودداری کنید. با امید به اینکه این مطلب براتون مفید بوده باشه و با این مطلب قصد سفر به این دریاچه زیبا رو بکنید. با آرزوی شادکامی آرش سلیمانی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۷/۰۲/۲۴ساعت ۱۱:۲۶ ق.ظ توسط ایرج
|
|
||
|
|
|
|
|
روشها و ابزار صید کپور
گرفتن کپور دارای راهها و روشهای متعددیست و شاید محبوبیت زیاد کپور و صید این ماهی هم دقیقأ به همین دلیل باشه. کپور به عنوان طعمه از خمیر گرفته تا کرم خاکی و از جوشانده تا توت فرنگی، لارو حشرات و حتی بچه ماهی که هر کدام با راه و روشی مخصوص ارائه میشوند هم جواب رد نمی دهد.
به همین دلیل بیائید نگاهی دقیقتر به ابزار و روش های صید این ماهی بیاندازیم.
چرخ، چوب و نخ
این سه فاکتور مهم در هر صورتی باید با هم تناسب داشته ونیز از نظر فنی سالم باشند. منظور از سلامت فنی این که مثلا ترمز چرخ به خوبی کار کنه و گیر نداشته باشه یا نخ زدگی ویا پارگی نداشته باشه و صد البته نخ کهنه و فرسوده نباشه. (خرید نخی که ماهها در ویترین فروشگاه زیر آفتاب قرار داشته و به همین دلیل شکننده شده را به شما پیشنهاد نمیکنم.)
رینگهای چوب ماهیگیری سالم باشند و خود چوب هم ضرب خوردگی و یا موارد مشابه دیگر نداشته باشه.
همه این نکات کوچک و گاهی به ظاهر کم اهمیت در انتها به معنای موفقیت و یا عدم موفقیت در صید است. تصور از دست دادن بزرگترین ماهی زندگی شما که با هزارزحمت به قلاب افتاده و فقط به خاطر کهنگی نخ که به اون توجه نکردیم تصویر یک ماهیگیر موفق نیست.
در این حالت فقط با کلی تاسف وعصبانیت باید شاهد دور شدن این ماهی در حالی که قلاب رو نیز در دهان داره و چند متری هم نخ و احیانا شناور رو با خودش می بره باشیم.
منظور از تناسب :
در درجه اول باید لوازم ما متناسب با اندازه ماهی مورد نظر و محل ماهیگیری انتخاب بشه.
در قسمتی از رود یا دریاچه که موانع زیادی در آن هست، با نخ 0.16 قصد کپور 10 کیلوئی کردن و یا در آبی با بستر شنی و بدون گیر و گیاه زیاد با نخ 0.40 ماهیگیر کردن انتخاب هوشمندانه ای نیست.
این تناسب را باید در تجهیزات دیگر نیز از قبیل قلاب، چاک ( تور بیرون کشیدن ماهی از آب )، پیشبند و ...... نیز رعایت کنیم.
به این نکته توجه داشته باشید که توانایی ابزا صید ( چرخ، چوب، نخ، گره ها و اتصالات دیگر ) مساوی توانایی ضعیف ترین عضو این زنجیره است.
روشهای متداولتر ارائه طعمه
( کف خواب )
در روش کف خواب، با توجه به عملکرد سرب که رساندن طعمه به محل مورد نظر صیاد و نگه داشتن طعمه در آنجا است ، به تناسب طول پرتاب و سرعت جریان آب و خصوصیات زیر آب مثل شنی یا ریگی بودن بستر یا موانع زیر آب مثل شاخه و تنه درختان یا گیاهان، از سربی مناسب استفاده میکنیم که حتی الامکان کوچک بوده و سنگینتر از نیاز نباشد. یا به عبارت دیگر : به حد لازم بزرگ و به اندازه ممکن کوچک باشد.
البته بدون سرب نیز با سیب زمینی ویا خمیر هم میتوان چنانچه آب جریان نداشته و محل مورد نظر نیز نزدیک ساحل باشد ماهیگیری نمود.
آویزان کردن مقداری یونولیت یا وزنه ای متناسب با ضخامت نخ و سرعت آب به قسمتی از نخ در بین حلقه های چوب ویا استفاده از بازر، زنگوله و.....تشخیص راحت ترنوک زدن ماهی را امکان پذیر میکند.
نگه داشتن نخ در بین انگشتان برای تشخیص نوک زدن ماهی، قدیمی ترین ، ارزان ترین ، مطمعن ترین و در عین حال گاهی خسته کننده ترین روش است.
در روش کف خواب میتوانید از چوبهای مختلفی مثل تلسکوپی، چند تکه یا فیدر استفاده کنید. با توجه به محلی که در آن ماهی میگیرید میتوانید نوع و طول چوب را تعیین کنید.
.................................... شناور
علاوه بر روش متداول کف خواب ، برای ارائه طعمه در کف آب، امکان استفاده از شناور هم وجود دارد.
برای این منظور باید ابتدا عمق آب را اندازه بگیریم سپس شناور را طوری تنظیم کنیم که طعمه در کف آب ارائه شود طوری که شناور در سطح آب کمی متمایل باشد. سپس سرب بصورت آزاد روی نخ اصلی سوار میشود و در انتها کارابین و قلاب.
حالا که به مطلب شناور رسیدیم بد نیست در مورد نوع دیگری از شناور که بر خلاف شناور های معمولی که بر روی نخ ثابت میشوند یاد کنیم. این شناور ها بر روی نخ متحرک هستند و برای پرتابهای دور تر و اعماق بیشتر هم مناسبند. من شخصأ از شناورهای متحرک که با یک کارابین کوچک روی نخ سوار میشوند و این مزیت را دارند که به راحتی قابل تعویض هستند استفاده می کنم.
برای تنظیم عمق هم از stopper کوچک روی نخ استفاده میکنم. ![]() برای این منظور ابتدا stopper را به نخ میکشم و در انتهای نخ یک کارابین با هرز گرد که قلاب به آن وصل میشود را قرار میدهم.
گره های مختلف: http://www.angelsport.co.at/html/knoten/knoten.htm فاصله گره روی نخ از قلاب هم به اندازه عمق آبیست که قبلا اندازه گرفتیم.
و در نهایت مقداری سرب جهت بالانس شناور.
مونتاژ شناور به این شیوه شما رو آزاد میزاره تا به راحتی شناور و تنظیماتش رو عوض کنید.
برای بالانس صحیح شناور طوری که نوک شناور از آب بیرون باشد از سرب های عدسی با وزن های متفاوت از بزرگ به کوچک بسته به عمق مورد نظر از بالای کارابین تا روی نخ قلاب استفاده میکنم. فاصله آخرین سرب تا قلاب هم در تشخیص به موقع نوک زدن ماهی نقشی مهم داره. دور بودن سرب باعث دیر تشخیص دادن و نزدیک بودن بیش از حد به معنی به پس زدن طعمه است. به این طریق در هر عمقی که بخواهم طعمه را ارائه میکنم و میتوانم به راحتی شناور را عوض کنم. طعمه را بر اساس ماهی مورد نظر و شرایط فصل و محیط، قلاب را بر اساس طعمه وقطر و جنس نخ را بر اساس قلاب تعیین می کنم. استفاده از قلابهای سه شاخه را برای این روش توصیه نمیکنم چرا که این قلابها باعث جراحت سنگین ماهیهای کوچک میشوند به همین دلیل قادر به برگرداندن آنها به آب نیستیم.
صید در سطح آب برای صید ماهیهایی که در سطح آب هستند، شناور را با فلوتر(گویچه های آب) عوض میکنم و بدون سرب با نان یا طعمه مناسب دیگری در سطح آب ماهیگیری میکنم، البته با چوب و قلاب پشه هم امکان صید کپور در سطح آب هست که از آن بی اطلاع هستم. ![]()
روش کف خواب با سرب ثابت ( self hocking )
ارائه طعمه با قلاب وجوشانده از این طریقروش متداولیست. ماهی در این روش طعمه و قلاب را به دهان میبرد و به حرکت خود ادامه می دهد. وزن سرب که کمتر از 80 گرم نیست وتوسط کارابین ویا Stopper در انتهای نخ متصل و ثابت شده، کاملأ خودکار باعث جای دادن قلاب در دهان ماهی میشود . در این روش شکل نوع و وزن سرب متناسب با سرعت جریان آب و شرایط بستر آن انتخاب میشود.
روش کف خواب با سرب متحرک
در این روش سرب بصورت آزاد روی نخ اصلی سوار میشود، ماهی بعد از به دهان گرفتن طعمه مقاومت زیادی را احساس نمیکند و به حرکت خود ادامه میدهد. صیاد در این روش باید همواره آماده باشد تا در صورت به حرکت در آمدن نخ، شوک را به موقع وارد کرده تا قلاب را در دهان ماهی جا دهد.
مونتاژ کف خواب با سرب ثابت
در انتهای نخ بافته شده اصلی توسط گره زیر حدود 10 متر نخ ضربه گیر منوفیل که در عین استقامت زیاد ،قابلیت ارتجاعی زیادی هم داره وصل میشود.
لزوم نخ ضربه گیر در مواردیست که موانع زیر آب زیاد بوده و یا فاصله پرتاب دور است و در نهایت ازنخ بافته شده و سرب سنگین استفاده میشود . تصویر 1
در مرحله بعد سیم ضربه گیر را از شلنگی از جنس PVC شماره 6 درتصویر 1 و سپس آن را از سرب In liner شماره 3 درتصویر1 رد میکنیم و انتهای شلنگ را در قسمت لاستیکی سرب تصویر 2 جا داده وحتی المقدور با چسب قطره ایی می چسبانیم. در انتها کارابین باهرز گرد که مناسب با وزن سرب و مشخصات نخ انتخاب شده را وصل میکنیم. تصویر 2
تصویر 3 تصویر 4 بعد از محکم جا دادن کارابین در انتهای سرب تصویر3 مونتاژ ما آماده است.
در انتها تصویر 4 ریسه یا قلاب به این کارابین وصل میشود.
طول ریسه (نخ قلاب) نقش اساسی را در گرفتن ویا نگرفتن یک ماهی دارد.
جدا از متفاوت بودن رفتار تغذیه گونه های مختلف ماهیها، در بین ماهیهای یک گروه هم تفاوت رفتار وجود دارد.
یعنی اگر رفتار ماهیها را مشاهده کرده باشید (دوست عزیز و بسیار با تجربه آقای مسعود پور عباسی هم در مقاله ایی به مزییت مطالعه رفتار ماهی http://mahigiran.com/msp-fishing/coldplace/winterfishing.htm اشاره کردند) در برابر طعمه ماهیهای کوچکتر بی احتیاط هستند در حالی که ماهیهای پیر و با تجربه ترمحتاط اند و در فاصله دورتر از طعمه در حال بر انداز آن. ماهیهایی که قلاب را میشناسند با باله های سینه خود طعمه را لمس وآزمایش میکنند یا اینکه آنرا محتاطانه از فاصله بیشتری میمکند و به همین دلیل طول کم ریسه یا منعطف نبودن آن برابر است با نگرفتن ماهی. در این صورت به ریسه ایی با انعطاف بیشتر و طولی بین 30 تا 40 سانتیمتر نیاز است. در مورد پیشبندهایی با این طول میبایست به این مسئله توجه داشت که نخ قلاب شناور نباشد. نخ شناور بین سرب و قلاب، در زیر آب کمانی را تشکیل خواهد داد که ماهی را ترسانده و از آنجا دور میکند. برای سنگین کردن نخ کافی است که نخ را چند بار از بین دو تکه سرب که با انگشتانمان به هم میفشاریم عبور دهیم. مقدار کمی سرب که از این عمل روی نخ باقی میماند کافیست تا نخ را در کف آب قرار دهد.
در مورد پیشبند با طول بیش از 30 الی 40 سانت این امکان هست که ماهی با احتیاط، طعمه را به دهان گرفته و بدون اینکه متوجه نک زدنش بشویم طعمه را پس بزند .
درست عکس تمام مطالب بالا این امکان هم هست که کپور مثل یک جارو برقی کف آب را جارو کنه که در این مورد طبیعتا کوتاه بودن نخ حالتی ایده ال است.
پس طول پیشبند نکته ایی اساسی و مهم است.
نکته دیگر طول مو یا نخ قلاب جوشانده است که مناسب با اندازه جوشانده و یا نوع طعمه مورد مصرف میتواند کوتاهتر ویا بلند تر باشد.
تفاوت دیگر مونتاژ سرب ثابت و سرب متحرک در تنظیم ترمز چرخ است به این شکل که در سرب ثابت ترمز چرخ میبایست باز بوده تا ماهی به قلاب افتاده قادر به نخ گرفتن باشد ولی با سرب متحرک ترمز چرخ باید تا حدی بسته باشد تا مقاومت کمی در قبال کشش ماهی ایجاد کند . چرخ های مناسب برای این منظور دارای ضامنی مخصوص بوده که با فعال کردن آن بطور موقت ترمز آزاد میشود.
در پایان امید وارم که مطالب بالا مورد توجه و استفاده شما قرار گرفته باشه.
سلامت محیط زیست اولین شرط گرفتن ماهیست پس در حفظ و مراقبت از آن بکوشیم. با کمال احترام جاش
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۷/۰۲/۱۲ساعت ۱۰:۱۶ ب.ظ توسط جاش
|
|
||