ماهیگیری

بسمه تعالی

ماهیگیری همراه با کوه پیمایی

 

به نظر شما جالب ترین نوع ماهیگیری کدام است ؟ ماهیگیری در هر نقطه وبا هر روشی لذت خاص خودش را دارد و به طبع علاقه مندان خاص خود را می طلبد. شاید راحت ترین کار این است که سوار خودرو بشویم و به نزدیک ترین منطقه محل زندگیمان برای ماهیگیری مراجعه کنیم و سعی  نمائیم در نقاط صعب العبور نیز حتی الامکان با استفاده از خودرو دو دیفرانسیل و دنده کمک به نزدیکی آب برسیم  و تازه وقتی هم  مستقر شدیم چادر و صندلی تاشو ... کلی وسایل دیگر را علم کنیم و چوب را بکاریم و خلاصه چرت بزنیم تا ببینیم چه اتفاقی می افتد ! یادم می آید یکی از دوستان اهل کوهنوردی که سابقا با هم می رفتیم کوه همیشه از تنبلی بعضی از ماهیگیران و علاقه آنها به یکجا نشستن  انتقاد میکرد .... لیکن فکر میکنم ماهیگیری زمانی ورزش است که با تحرک و فعالیت بدنی همراه باشد. من خیلی از جاه های ایران ماهیگیری کردم و از انواع روش های ماهیگیری نیز با توجه به موقعیت مکانی و زمانی استفاده کردم ، هر چند بدون تعارف باید اعتراف کنم خود را در اول این راه میدانم و همیشه محتاج کسب تجارب جدید هستم . ولی امروز می خواهم لذت بخش ترین و ورزشی ترین نوع ماهیگیری در مکانی رویایی در بالای ابرها و ارتفاعات کوه های ایران را برایتان تشریح کنم .

منطقه مورد نظر در ارتفاعات ییلاقی شمال ( گیلان) و در دل جنگل های بکر و غنی از پوشش گیاهی قرار دارد ، با رودخانه ای کوچک به عرض 2 تا 5 متر که از دل جنگلهای مرتفع منطقه سرچشمه می گیردو در ارتفاعات محل زندگی قزل آلای خال قرمز از نژاد خالص می باشد . بهترین زمان ماهیگیری در آن اواخر بهار و طول تابستان می باشد .

وقتی می گویم بکر ، یعنی بکر به معنای واقعی ، آب این رود را بدون هیچ ترسی می توان نوشید چون بسیار زلال و پاک است و انسانی وجود ندارد که آنرا آلوده سازد. بهتر است در فصول سرد ( اواخر پاییز و زمستان ) به هیچ عنوان به آن منطقه نرفت چون خطر حیوانات وحشی مانند گرگ ، خرس و پلنگ انسان را تهدید میکند ، تازه در تابستان نیز باید از ماهیگیری انفرادی در آن محل اجتناب کرد ، چون برای رسیدن به رودخانه می بایستی از داخل جنگل دور افتاده ای عبور کرد و در محل هایی که پوشیده از بوته می باشد لازم است دو سه نفری در کنار هم و نزدیک به هم حرکت کرد تا خطر حمله احتمالی حیوانات وحشی از بین برود. یکی از بچه های محلی که روش ماهیگیری در این رودخانه را به او یاد دادم بعضی اوقات تنهایی و باتفاق چند تا سگ برای ماهیگیری به این رودخانه میرود.

ابتدای مسیر صعود به کوه در انتهای روستایی زیبا واقع شده است که در عکس نخست مشاهده میشود وحتما می بایستی برای دفعات اول با تفاق افراد محلی بداخل جنگل رفت تا خدای ناکرده گم نشویم . حدود یک ساعت پیاده روی از انتهای روستایی که در بالای کوه قرار دارد و بالا وپایین رفتن از کوه در پیش رو خواهد بود ، در مسیر نیز صحنه هایی بدیع و چشم نواز از طبیعت زیبای ایران زمین بدون هیچگونه اثری از آلودگی محیط زیست شما را به تماشا دعوت میکند.

 

وقتی به رودخانه می رسید تازه اول راه است چون حرکت از سمت بالا به پایین و قلاب انداختن نتیجه بهتری خواهد داشت ، با رعایت فاصله احتیاطی با رودخانه ( بخاطر نترسیدن ماهیان) به سمت بالا حرکت میکنیم.چنانچه یک ضرب به کنار رودخانه بروید احتمال زیاد قزل آلایی را که در یک چاله آب کوچک در حال شناست می بینید و بدنبال آن فرار کردن او را نیز شاهد خواهید بود. حدود سه ربع مسیر را ادامه میدهیم و میرسیم به آبشار زیبایی که بسختی می توان از کنار آن عبور کرد ، بلندی آبشار حدود سه متر است نمی دانم بالاتر چه خبر است .آیا ماهی دارد یا نه ؟ تا حالا نه من و نه دوستانم از این محل بالاتر نرفته ایم و نشنیده ایم کسی بالاتر رفته باشد. لذا صلاح نمی دانیم مسیر را به سمت بالا ادامه بدهیم پس کار را از همین نقطه شروع میکنیم .

 

عمق رودخانه کم است ودر اکثر جاها از حدود نیم متر تجاوز نمی کند ولی در برخی نقاط بطور استثنایی تا عمق یک متر نیز دیده میشود.چنانچه در فصلی که آب خیلی شفاف باشد برای ماهیگیری به انجا بیایید ، نباید به آب نزدیک شوید چون ماهی ها شما را می بینند ، من در این زمانها با احتیاط ، بصورتی که دیده نشوم پشت بوته های کنار آب مخفی میشوم یا دلا دلا در حالتی که دیده نشوم قلاب می اندازم.

راستی اکثرا از قلاب کرمی و یک چوب کاسی متوسط با شناور استفاده میکنم و قلاب را به آرامی سمت آب هدایت میکنم. سایز قلاب را هم کوچک انتخاب میکنم همراه یک سرب بسیار سبک تا در عمق کم و از لا به لای سنگهای کوچک رودخانه به راحتی عبور کند.

در برخی اوقات نیز از یک لانسه کوچک بصورتی که دو زانو زده ام و خود را استتار کرده ام استفاده میکنم.

اندازه قزل های این رودخانه تا آنجا که من دیده ام بیشتر از 20 سانت نیست ولی بسیار زیبا و اصیل هستند.

 

بیشتر اوقات باید ماهی های کوچک صید شده را آزاد کنید . همیشه اولین نفری که جلوتر حرکت میکند در ماهیگیری موفق تر خواهد بود چون بهتر می تواند از سکوت محیط استفاده کند.

اطراف رودخانه درختان جنگلی سایه خوبی ایجاد میکنند و همه چیز برای یک ماهیگیری خوب و دلچسب آماده است. وقتی هم که خسته می شویم در کنار آب استراحتی میکنیم و ناهاری میخوریم .

 انشاالله تابستان سال آینده حتما عکسهای مناسبی را از این محل تهیه و به نظر دوستان عزیزم میرسانم.راستی یک خاطره خنده دار هم کنار این رودخانه دارم که بد نیست تعریف کنم ، ظهر بود و من وظیفه گرم کردن چند تا کنسرو لوبیا را بر عهده داشتم از تهران یک قوطی فلزی الکل جامد همراه آورده بودم ، فروشنده می گفت میتوانی این قوطی را مستقیما به عنوان اجاق استفاده کنی ، من هم همین کار را کردم ، لیکن بعد چند دقیقه می خواستم کنسرو ها را جابجا کنم اما حواسم به گرم شدن بیش از اندازه بدنه قوطی الکل نبود و تا آنرا گرفتم بلند کردم دستم سوخت و نا خداگاه قوطی الکل از دستم پرت شد و الکل داخل آن که بدلیل گرم شدن حالت مایع پیدا کرده بود درست روی سر و صورتم ریخت ، لحظه اول چیزی متوجه نشدم  ولی چند ثانیه بعد دیدم موهایم و بخشی از ابرو هایم دارند جلز و ولز میکنند و می سوزند ، خوشبختانه نزدیک آب بودم و یک ضرب پریدم تو آب و بدینوسیله آتش گرفتگی اینجانب خاموش شد! البته کوتاه شدن ناموزون بخشی از موی سرم نتیجه این اتفاق بود و همچنین خنده دوستان همراهم به این موضوع!

خیلی دوست دارم تابستان سال آینده با چند نفر از دوستان قسمت های بالاتر رودخانه را ببینم و یک قلابی بندازم ، ببینم  چه خبره ؟ در ضمن آنطور که شنیده ام در نقطه ای بسیار دورتر رودخانه ای بکر تر با قزل آلای های رنگین کمان وجود دارد ، که به گفته یکی از اهالی محل برای یک برنامه دو  سه روزه مناسب است، ایشان اظهار میکردند یکبار یک گروه ماهیگیر از دوستانشان را راهنمایی کرده و با چند تا قاطر اجاره ای  وسایل مورد نیاز اقامت چند روزه خود را تا آنجا حمل نموده اند. به گفته ایشان شب در داخل یک کلبه چوبی هوس خوردن ماهی های صید شده را کرده اند که با انتشار بوی سرخ کردن ماهی، میهمان نا خوانده ای ( یک خرس ) به نزدیک کلبه آمده و آنها هم بخاطر ختم به خیر شدن موضوع ماهی های سرخ شده را از لای سوراخ های دیوار کلبه به آقا خرسه تقدیم کرده اند ! و ایشان هم بعد سیر شدن تشریف برده اند .

اکثر مواقع از تهران ساعت 3 بامداد حرکت میکنم و حدود ساعت 6.30 به روستای مورد نظر میرسم و تا برای ماهیگیری برویم و برگردیم ساعت 5 بعد از ظهر است و واقعا با این کوه پیمایی و پیاده روی کنار رودخانه دیگر رمقی برای رانندگی تا تهران برایم باقی نمی ماند و اگر هم  تو جاده چرتم بگیرد ، ....

نمیدانم چرا هر بار که این خستگی کلافه ام میکند با خودم میگویم دیگر حالا حالا ها از این کارها نمی کنم ولی بعد از چند روز فراموش میکنم و روز از نو...

در خاتمه از اینکه نام محل و آدرس آنرا ذکر نکردم عذرخواهی میکنم ،چون فکر میکنم واقعا این مناطق توان و آمادگی پذیرش تعداد زیاد بازدید کننده را ندارند و وای به زمانی که این مراجعه کنندگان در حق این طبیعت زیبا ظلمی هم روا دارند و کمر به نابودی آن ببندند..

در ضمن عکسهای دوم و سوم تزیینی بوده و بدلیل تشابه فراوان با محل مورد نظر انتخاب شده ، آرزودارم اینجانب را عفو کنید.

بی صبرانه منتظر خواندن نظرات شما عزیزان هستم.

ارادتمند و دوستدار همه ماهیگیران ورزشی majid

        Fishing.fisher@yahoo.com

  

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۷/۱۰/۲۲ساعت ۱۱:۸ ب.ظ  توسط مجید  |